خرید بک لینک
مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردمتو را میبینم و میلم زیادت میشود هر دمبه سامانم نمیپرسی نمیدانم چه سر داریبه درمانم نمیکوشی نمیدانی مگر دردمنه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزیگذاری

برچسب: نویسنده: کامران اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 13:26


جذر و مد خاصیتِ دریاست
خاصیتِ انسان تنها؛
چنگ انداختن به دیواری که ساعتها به آن زل زده،

باد چرا باید بی اعتنا به درختانِ شاتوت سفر کند؟

برچسب: نویسنده: کامران اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 13:26

تو نیستی و باغچه از آسمان تهیستخانه تهی ست، کوچه...، زمین و زمان تهیستبی تاب یک ـ دو حادثهایم و نمیرسیاز سوز عاشقانه نفسهایمان تهیستزیبایی تو مشتری جمعههای منبی خندۀ تو سفرهام از آب و نان ت

برچسب: نویسنده: کامران اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 13:26

درسینۀ من است کماکان غمت، هنوز
آن قدر عاشقم که نبخشیدمت هنوز

سر می کنم بدون تو با نفرتی عمیق
ترکم نکرده خاطرۀ مبهمت هنوز

سر می کنم به یاد تو وُ با تمامِ عشق
دیوانگی است سهمِ من از عالمت هنوز

با این وجود ساخته ام با نبودنت
ای عشق!، با نداری و بیش و کمت هنوز

آنقدرها که گاه فقط فکر می کنم
این من همان منم، منِ تو، همدمت هنوز

حالِ دلِ تو خوب نخواهد شد عشقِ من!
زیرا به جرم عشق نبخشیدمت هنوز

برچسب: نویسنده: کامران اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 13:26

چو بستی در به روی من به کوی صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردمچرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در توبه خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردمخیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک رو ت

برچسب: نویسنده: کامران اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 13:26

صفحه بندی